اربعین موسوی یا کلیمی، دورۀ طلایی تقرب به خداست که شامل سی روز ماه ذیالقعده و ده روز نخست ذیالحجه میشود. این ایام، بر اساس آیه ۱۴۲ سوره اعراف، یادآور خلوت چهلروزۀ حضرت موسی علیهالسلام در کوه طور است.
در روزهای پرالتهاب جنگ رمضان و در هفتۀ نخست آتشبس دوهفتهای، با وجود کنترل هوشمند تنگۀ هرمز توسط ایران، آمریکا با طرح محاصرۀ دریایی ایران، جهان را به لبۀ بحران انرژی کشانده است. این یادداشت با نگاهی به صلح حدیبیه و شعب ابیطالب، نشان میدهد که چگونه جبهۀ مقاومت میتواند این انسداد ظاهری را به فتحالمبین تبدیل کند.
آتشبس دوهفتهای کنونی میان ایران و دشمن متجاوز آمریکایی، نه زمان استراحت، بلکه موعد بسیج عمومی در قرارگاه معنوی است. واقعیتهای میدانی نشان میدهد که تقابل با جبهۀ استکبار، نیازمند پشتیبانی از جنس عالم غیب است. این پشتیبانی و نصرت غیبی، قاعدۀ مشخصی دارد و آن، استغاثه و دعای یکپارچۀ امتی است که به فقر خویش و غنای پروردگارش یقین دارد.
از نامهای پروردگار، ضامن، سرپرست، کفایتکننده... خدایی که خودش ضامن روزهای بیقراریات میشود. «کَفِیل» همان تکیهگاهی است که میان هزار دغدغه، آرام به شانهات میزند و میگوید: «تو قدمت را بردار، بقیهاش با من».
خدایی که طاقت دیدنِ غصههایت را ندارد. «شَفِیق» همان یار دلسوزی است که پا به پای دردهایت مینشیند تا زیر بار اندوه مچاله نشوی. کسی که با تمام خداییاش، چنان غمخوار دلتنگیهای کوچکِ توست که نمیگذارد هیچ دردی را به تنهایی به دوش بکشی.
خدایی که هیچوقت اشتباهاتت را به رُخت نمیکشد. «مُقِیل» همان رفیقی است که وقتی پایت میلغزد، دستت را میگیرد و چنان غبارِ خطا را از لباست میتکاند که انگار هیچوقت راه را کج نرفته بودی. او تمامِ تاوانها را خط میزند تا دوباره با دلی سبک، به آغوشش برگردی.
از نامهای پروردگار، شکستهبند، جبرانکننده، مرهم دردهای دل؛ خدایی که بندزنِ ماهرِ دلهای شکسته است. «جابِر» همان طبیبی است که شکستگیهایت را چنان با مهر میبندد که از روز اول هم محکمتر میشود و چنان زخمها و دردهایت را «جبران» میکند که یادت میرود روزی دلی از تو شکسته بود.
خدایی که نمیگذارد زیر بار زندگی خم شوی. «مُهَوِّن» همان پناهی است که زهرِ سختیها را میگیرد تا از پا درنیایی. کسی که گرههای کور را چنان برایت ساده و روان میکند، که یادت میرود روزی نگرانشان بودی
خدایی که هیچوقت از تو غافل نمیشود. «حَفِی» آن رفیقی است که با تمام بزرگیاش، چنان با صمیمیت و اشتیاق احوالت را میپرسد که انگار تنها بنده او هستی. کسی که از مهربانیِ زیاد، حتی وقتی از او دوری، باز هم پیگیرِ تو و آرزوهای توست.


